تو كیستی؟ / غزلی از امید سلماسی تقدیم به سالار و آقای عاشقان

ای رمز و راز عالم امكان تو كیستی ؟

وی برتر از خلیل و سلیمان ، تو كیستی ؟

پیش از وجود عالم و آدم نشسته بود

نامت به طاق جنّت رضوان ، تو كیستی؟

بالاتر از كلیم و مسیحی ، چه خوانمت؟

ای در تن تمام جهان - جان - تو كیستی؟

هان! شكل عرش به شكل مزار توست

ای جلوه گاه حضرت رحمان ، تو كیستی؟

فاش كسی نگشته رموز شهادتت

ای سرگروهِ حلقه ی رندان ، تو كیستی؟

دنیا هنوز بر شرفت پی نبرده است

همسنگ دین و مذهب و قرآن ، تو كیستی؟

در سینه زخمِ تیر و به گودالِ قتلگاه

تسبیح گویْ با لبِ عطشان ، تو كیستی؟

گاهی به نوكِ نیزه و آیاتِ حق به لب

گه در تنور یكشبه مهمان ، تو كیستی؟

گه چون پدر نموده به اورنگ زین جلوس

گه مرشدی به محفل عرفان ، تو كیستی؟

مایوس درگهِ او كس نشد «امید»

ای مایه ی امیدِ فراوان ، تو كیستی؟

علی علیزاده (امید سلماسی)




طبقه بندی: یادداشت سردبیر،  ادبی، 
برچسب ها: شعر درباره امام حسین(ع)،  

تاریخ : شنبه 29 آبان 1395 | 06:50 ب.ظ | نویسنده : علی علی زاده | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.